تبليغاتX
::. یک شاخه گل سرخ... .::

JavaScript Codes

یک شاخه گل سرخ...

: ستاره ی تنهایی من

 

بی تو ای روشن گر شبهای من! بوسه میزد ناله بر لبهای من در دلم از وحشت بیگانه گی

خنده میزد لاله دیوانه گی دیده ام چون نرگس غم می شکفت وندرو برقی زشبنم می شکفت در

بلور اشک من یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت پرده های

ساز آهنگ تو داشت موج خیز سبزه دامان تو بود گفتم آنجا به فرمان تو بود !


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
مهر 1385
مرداد 1385

 

: کلبه ی ستاره ها

 

شقایق
عکس های نانسی
دفتر عشق
کامپیوتر
ادبیات
وحید
پویا
افسانه
شیطونک
.:: قالب عشق ::.

 

:آهنگ عشق

 


 

: اتاق ستاره ها

 

 
 

: ستاره عاشق

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
خاطره
 
 
 
فتی خاطره های تو نشسته تو خیالم!  

بی تو من اسیر دست آرزو های محالم!

 یاد من نبودی اما.من به یاد تو شکستم!

 غیر تو که دوری از من.دل به هیچ کسی نبستم!

 هم ترانه یاد من باش!

 بی بهانه یاد من باش!

 وقت بیداری مهتاب. عاشقانه یاد من باش!

 اگه باشی با نگاهت.میشه از حادثه رد شد!

 میشه تو آتیش عشقت.گر گرفتن بلد شد!

 اگه دوری.اگه نیستی.نفس فریاد من باش!

 تا ابد تا ته دنیا.تا همیشه یاد من باش...
 
زندگی سه چیز است : اشکی که خشک می شود لبخندی که محو می شود یادی که می ماند و
 
فراموش نمی شود
 
 
 
 
| +| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 
اتاق تنهایی من
 
اتاق تنهايي منUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
  امروز سكوتي سنگين ، دلم را فرا گرفته
و من از اين سكوت ، در هراسم ،
حس مي كنم حتي جرات شكستن اين سكوت را ندارم .

تمام طول روز ، كنار پنجره ي اتاقم مي نشينم ، بي هيچ كلامي ،
و هيچ نمي يابم تا مرهمي بر اندوه دلم باشد ،
حتي قطره اشكي نيز ندارم تا آرامم كند .

امروز من وامانده ام ،
احساس مي كنم اين اتاق با ديوارهاي بلندش ، حركت را از وجودم سلب كرده ،
گويي ديگر هيچ قدرتي ندارم ، درماندگي و خستگي امانم را بريده ،
و مرا تسليم اين پنجره ي بسته كرده است .

وقتي كه من تنها ، بي تو ، كنار ديوار اتاقم مي ايستم ،
آيا تو مي داني دل من به ياد كدامين روزهاستUpgrade your email with 1000's of emoticon icons؟
آيا تو مي فهمي كه روزهاي آبي ام ، رنگ ديگري به خود گرفته اند ؟
و آيا درك مي كني كه لحظه هايم ، چگونه در سكوت و دلتنگي سپري مي شود ؟

حس مي كنم اتاق مي خواهد از درد تنهايي ام ، فرو بريزد ،
و مرا زير اين سكوت اندوهبار دفن كند .

مي داني ، بي تو ديوارهاي اين اتاق و پنجره هاي خاطراتم ، دلگير است ،
مي داني ، وقتي قرار نيست تو بيايي ،
آرزو مي كنم خورشيد هرگز طلوع نكند ،
آرزو مي كنم ديگر پرندگان آوازي نخوانند ،
و آرزو مي كنم تمام شقايق ها پژمرده شوند .

غوطه ور در اين سكوت هولناك با اين افكار درهم و برهم ،
ناگاه ، احساس مي كنم سالها از پي هم گذشته اند ،
و بعد از گذشت اين سالها ، بوي كهنگي تمامي خاطراتم را پر كرده ،
اما هيچ كس ، تنهايي ام را درك نكرده است .

نمي دانم ، نمي دانم چه بگويم و چگونه بگويم ،
آيا من همچنان دلتنگ مي مانم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons؟
آيا باز هم پنجره ي دلم رو به ديوار باز خواهد شد ؟
و آيا روزي غربت و تنهايي ام پايان خواهد يافت ؟

و باز هم نمي دانم ، نمي دانمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons ....
ديگر روياهاي زيبايم را به فراموشي سپرده ام ،
ديگر نگاهم تنها بر خاطرات تلخ خيره مانده ،
و ديگر صدايم تنها با آواي غم جاريست .

ناگاه از هجوم اينهمه افكار پريشان ، بغضم مي شكند ،
آرام آرام اشك از گونه هايم سرازير مي شود ،
و باز هم بيشتر تنهايي ام را حس مي كنم ...

اما نه ،
چشمانم ، در سايه ي اين تنهايي ها ، همچنان در انتظار است ،
و هنوز هم تا پرتو طلوعي ديگر ، منتظر توست تا باز آيي ،
آري ، باز آ ،
باز آ تا درد تنهايی ام را در تو فرياد کنم ،
باز آ و با باز آمدنت ، غوغاي غمبار غروب و تنهايي را از دلم دور كن ،
و آسمان دلم را ، چون گذشته ، آبي كن Upgrade your email with 1000's of emoticon icons...
 
 
 
 
 
| +| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 
و اما عشق..

 

آسمون به ماه میگه:

 عشق یعنی چی؟

ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو ماه میگه؟
 
 تو بگو عشق یعنی چی؟
 
 آسمون میگه : انتظار دیدن تو
 
 
 
 
 
 
نشان عشق

روز و شب...

مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب

جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب


 

هر سحر نام تو را با سوز دل سر داده ام

تا مگر بر تو رسد از من صدایی روز و شب
 


عاشقانه کو به کو شهر شما را گشته ام

تا بیابم شاید از تو، رد پایی روز و شب
 

دلخوشم با خاطرات هر شب تو روزها

بی تو دارم با دل خود ماجرایی روز و شب



پیش رویم قاب عکسی از تو دارم ماه من

روز و شب با یاد تو، دارم صفایی روز شب
 
 
 
 
 
 

 

| +| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 
هزار کوچه فاصله...

 

هزار کوچه فاصله...

 

تمام لحظه هی من پر است از صدای تو

صدای خنده های تو صدای گریه های من

 

بله ! تو که هنوز هم

                                نمی شناسمت ولی

به من بگو نشسته ای هنوز در هوای من

پس از تو این غزل ،

                                 چقدر حس مبهمیست

تمام وزن های شعر من

                                                به وزن های های من ؟

 

 تمام عمر،یک نفس دویده ام به پای تو

 

نمی رسم به پای تو ، نمی رسی به پای من

من این طرف ،تو آن طرف،

                                                هزار کوچه بین ماست

 

 

من این طرف به یاد تو ،

                                            تو نیمه ی جدای من

چقدر چشم های تو برای من مقدس است !

 

بیا ! دلم برای تو ... نگاه تو برای من.

                          دوباره من برای تو غزل سروده ام بیا !

 

بیا که دوست دارمت ، غریب آشنای من .

 

 

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 
نفرین به تو

 

 

نفرین به تو

 

غربت من هر چی که هست

از بت و بودن بهتره

آخره خط زندگی

این نفسای آخره

وقتی دارم با هر نفس

از این زمونه سیر می شم

وقتی با یه زخم زبون از

این و اون دلگیر می شم

 

این آخره راهه دیگه باید که تنها بمیرم

تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم

 

باید برم باید برم

باید که بی تو بپرم

آخ که چه سنگین می زنه ای نفسای آخرم

 

سکوت من نشونه ی رضایتم نیست

گلایه هامو می تونی

از توی چشمام بخونی

 

بگو آخه جرمم چیه

که باید این جور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم

لب هامو رو هم بدوزم

 

در به در غزل فروش

منم که گیتار می زنم

با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم

 

نفرین به عشق به عاشقی

نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو

تو سرنوشت من نوشت

 

نفرین به من نفرین به تو

نفرین به عشق من وتو

 

به ساده بودن منوبه

اون دل سیاهه تو

 

 

 

 

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 
خیلی دلتنگم
 

 

 

هر ستاره شبیست که از تو دورم،

آسمان چه پر ستاره است

 

 

| +| نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 
دلم واست تنگ شده ...
 

 

 

دوباره دل هوای باتو بودن کرده

 

نگو این دل دوریه عشق تو باور کرده

 

 

دل من خسته از این دست به دعا ها بردن

 

همه آرزوها بارفتن تو مردن

 

 

 

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

 

که دوباره چشم من تورو ببینه

 

 

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

 

که دوباره چشم من تورو ببینه

 

 

 

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم

 

آخه تورنگ چشمات قیمت دنیارودیدم

 

 

توی هفتا آسمون تو تک ستاره منی

 

به خدا ناز دوچشماتو به دنیا نمیدم

 

 

 

 

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

 

که دوباره چشم من تورو ببینه

 

 

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

 

که دوباره چشم من تورو ببینه

 

 

 

| +| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 
بیا ....

 

                      بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم

 

                                   افق را به مهمونی پونه دعوت کنیم

 

                                                    بیا مثل پروانه های غریب نیاز

 

                                                          به  مهتاب  شبهای  تنهایی عادت  کنیم

                        

بار خدایا :

من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری !

پس ای خدا! هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟

تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ،

و در یک کلام ...

محتاج توام !

 

 

 

tanha 

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385 توسط ستاره ی آسمون تنهایی   |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved