|
بی تو ای روشن گر شبهای من! بوسه میزد ناله بر لبهای من در دلم از وحشت بیگانه گی
خنده میزد لاله دیوانه گی دیده ام چون نرگس غم می شکفت وندرو برقی زشبنم می شکفت در
بلور اشک من یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت پرده های
ساز آهنگ تو داشت موج خیز سبزه دامان تو بود گفتم آنجا به فرمان تو بود !
|
|